تك همسري طبيعى ترين فرم زناشوئى و ازدواج با بيش از يك زن معمولا به عنوان هوس مردانه تلقي ميشود؛ به همين دليل مسئله تعدد زوجات موجب بگو مگوهاي فراوان در جوامع مختلف گشته است.
اسلام تعدد زوجات را ممنوع نكرد بلكه محدوديت براي آن قايل شد؛ يعني از يك سو حد اكثر براي آن تعيين كرد و از سوي ديگر شرايط سختي براي آن مقرر داشت.
در كشورها، برخوردهاي مختلفي با مسئله تعدد زوجات ميشود. در برخي از كشورها به خصوص ايران با اينكه اين امر ممنوع نيست اما شرايط به شكلي است كه عملا اقدام به ازدواج مجدد به امري شاق تبديل گشته است.
مهمترين امري كه در هنگام بحث از تعدد زوجات موجب جلب توجه ميشود آمار زنان و مردان آماده ازدواج است. قدر مسلم اين است كه در اغلب جوامع تعداد بانوان بيشتر از آقايان است. اموري چون، جنگ، عوارض ناشي از كار سخت و ساير اموري كه براي ادامه زندگي يك انسان خطر آفرين است قبل از همه، مردان را مورد حمله قرار ميدهند؛ در نتيجه، هميشه تعداد زنان آماده ازدواج بيشتر از مردان آماده ازدواج است. به ناچار پس از ازدواج مردان، هميشه زناني بدون شوهر باقي خواهند ماند.
امروزه در افغانستان به وضوح مشاهده ميشود كه جنگ و سختي امرار معاش و همين طور مهاجرت و پيامدهاي آن باعث كاهش شديد مردان در برابر بانوان آماده ازدواج گشته است. هر كس كه يك نگاه عميق به وضعيت افغانستان بيفكند نا برابري آماري مردان و زنان را به وضوح مشاهده خواهد كرد. در گذشته جنگي وجود نداشت و مهاجرت هم به اين حد گسترده نبود به همين دليل تعداد مردان آماده ازدواج در مقايسه با زنان از توازن بيشتر برخوردار بود در نتيجه در همان زمان بانوان از اقتدار بالاتري برخوردار بوده و احترام بيشتري داشتند؛ و ميتوانستند از خواستگاران باج بيشتري بگيرند؛ رواج گله به يك معنا سوء استفاده والدين دختر از اين وضعيت بود. اما امروزه بدليل به هم خوردن توازن آماري، بانوان ناچار شده اند كه از بسياري از خواستههاي خود دست بكشند؛ گمرنگ شدن گله و رواج ازدواج هاي نا متعارف از جمله مصاديق اين امر به حساب ميآيد. يكي از راههاي ازدواج كه امروزه در برخي از مناطق افغانستان رايج شده اين است كه دختر و پسري براي ازدواج باهم توافق نموده و مخفيانه و بدون تشريفات رسمي خواستگاري و عروسي باهم فرار ميكنند و والدين را در برابر كار انجام شده قرار ميدهند. در گذشته اين كار را قبيح ميدانستند و شأن يك دختر را اجل از آن ميدانستند كه بدون خواستگاري رسمي به دنبال پسري كه معلوم نيست تا چه حد به تعهدات خود پابند است راه بيفتد. دختراني كه به اين صورت به ازدواج كسي در ميآمدند «بند سوار» ناميده ميشدند. دختر «بند سوار» مدتها شرمنده بود، در نزاع و بگو و مگو ها هميشه به عنوان نقطه منفي در زندگي اش به اين نكته اشاره شده و به عنوان حربه عليه او استفاده ميشد. در گذشته «بند سوار» يك فحش به حساب ميآمد؛ اما اكنون بدليل جنگ و مهاجرت تعداد پسراني كه براي از دواج مناسبند بسيار كم شده است. بسياري از دختران بسيار دير تر از وقت مناسب به شوهر ميروند. اين امر باعث شده كه دختران از بسياري از حق و حقوق خود دست بكشند و به سادگي به ازدواج ولو اينكه در شأن شان نباشد تن در دهند. به همين جهت «بند سواري» امري معمول شده و كمتر كسي از اين عمل احساس شرمندگي ميكند.
علت اصلي اين امر كمبود شوهر است كه علت آن تأثير مستقيم مهاجرت و جنگ، روي مردان است.
حال سؤال اين است كه تكليف زناني كه در اين ميان بي شوهر ميمانند و در تقسيم شوهر اينان بي نصيب ميمانند چه ميشود؟
يك پاسخ اين است كه اشكال ندارد. قسمت همين است و بايد صبر كرد. كي گفته كه همه بايد شوهر كنند؟ حالا چند زني بدون شوهر بمانند اشكال ندارد.
اين پاسخ نه سنجيده ترين پاسخي است كه به اين سؤال داده ميشود. زنان بي شوهر از دو نياز اساسي محروم ميمانند: هزينه مالي زندگي و تأمين نياز جنسي.
ممكن است بانويي با مشغول شدن به كار، نياز مالي خود را تأمين كند اما تأمين نياز جنسي مسألهاي است كه همچنان باقي ميماند. در خصوص نياز مالي نيز همه زنان يكسان نيستند، برخي از بانوان حقيقتا توانايي كار كردن ندارند و بدون اتكا به يك مرد نان آور خانه، نميتوانند به زندگي ادامه دهند.
محروميت از هر دو امر فوق پيامدهاي جبران ناپذير را در پي دارد. تن دادن به شغلهاي كاذب، شغلهاي پست، تكدي گري، روسپي گري و... از عوارض محروميت مالي است و عوارض محروميت جنسي واضح و بي نياز از بيان است.
تنها گزينه قابل پذيرش اين است كه مرداني داو طلب شوند كه علاوه بر همسر خود، زن ديگري را نيز در تحت تكفل بگيرند و تأمين نيازهاي مالي و جنسي اش را عهده دار شوند.
تعدد زوجات يعني همين.
تعدد زوجات، امري است كه قبل از همه بانوان از آن سود ميبرند و به تبع آن جامعه از پيامدهاي جبران ناپذير رفتارهاي پرخطر در امان ميماند.
شما نتيجه ممنوعيت تعدد زوجات را در ايران به وضوح مشاهده ميكنيد: قاچاق دختران، مشكلات خياباني و ... نتيجه مستقيم افزايش دختران بي شوهر است. شما ميدانيد كه اگر فحشا افزايش يابد هم مردان از اين امر آسيب مي بينند و هم زنان. به تعداد هر بار ارتباط جنسي يك زن فاحشه، مردي هم ارتباط جنسي نا مشروع خواهد داشت و اين يعني ارتباط شوهر فعلي يا آينده يك زن با يك زن بيگانه، يعني باز هم تضييع حق يك زن، و اين يعني تهديد كانون خانواده كه باز هم زنان از آن آسيب خواهند پذيرفت.
از آنچه كه به نگارش در آمد به دست ميآيد كه تعدد زوجات براي مرداني كه توانايي مالي و غيره دارند يك وظيفه است. از دواج مجدد يك وظيفه است نه هوس. ممكن است كساني نگاه هوس آلود به اين مطلب داشته باشند اما واقع مطلب غير از اين است. ممنوعيت تعدد زوجات آتشي است كه دود آن قبل از همه به چشم بانوان خواهد رفت.
ممكن است تعدد زوجات باعث شود كه يك مرد به هر دو همسرش به اندازه وقتي كه يك همسر بيشتر ندارد نرسد اما مشكلات ناشي از اين امر بسيار كمتر از مشكلاتي است كه از ممنوعيت تعدد زوجات حاصل ميشود.
| نظر ها |
|










