دو مفهوم محکم و متشابه در حوزه علوم قرآنی کاربرد دارند و بر اساس آن آیات قرآن بر دو گروه محکم و متشابه قابل تقسیم اند.
واژه محکم در اصل از «اِحکام» به معنی ممنوعساختن گرفته شده و آیات محکم آیاتی را میگویند که معنا و مفهومشان به قدری روشن است که جای گفتگو و بحث نیست مثل آیات « قل هو الله احد » (بگو خدا یکی است) یا مثل « الله خالق کل شیء » (خداوند آفرینندهی همه چیز است) یا مثل «لیس کمثله شیء» (مثل او چیزی نیست) و هزاران آیه روشن دیگر. به این گونه آیات « ام الکتاب » نیز میگویند چرا که اصل و مرجع و مفسّر و توضیحدهندهی آیات دیگرند.
واژه «متشابه» به معنی چیزی است که قسمتهای مختلف آن شبیه یکدیگر است. آیات متشابه به آیاتی گفته می شود که معانی پیچیدهای دارند و در آغاز، احتمالات متعددی درباره آنها میرود؛ و باید آنها را با توجه به آیات محکم، تفسیر کرد.
در قرآن کریم آیات محکم مرجع تفسیر آیات متشابه دانسته شده و از کسانی که بدون توجه به آیات محکم به تفسیر آیات متشابه میپردازند با عنوان «فی قلوبهم زیغ» (در قلب آنها میل به باطل است) یاد شده است.
این سخن عینا در مورد احکام شرعیه قابل تطبیق است. در اینکه احکام شرعیه پیرو مصالح و مفاسد واقعیه است شکی نیست. اما اینکه درک این مصالح در توان انسانها هست یا نیست مطلبی است که پاسخ به آن قدری دشوار است. برخی از احکام را فی الجمله انسانها میتوانند بفهمند که چه مصلحتی در پشت تشریع این حکم نهفته است؟ اما حتی در همین موارد که انسانها با اطمینان مدعی درک مصالح و مفاسد هستند هیچ تضمینی وجود ندارد که حقیقتا انسانها به چنین درکی نائل شده باشند. اما پارهای از احکام است که به ادعای افرادی که در صدد خورده گیری بر دین اسلام هستند، مصلحتی ندارد یا دارای بار مصلحتی منفی است.
در همه این موارد عدم درک مصلحت به معنای نبود مصلحت یا وجود مفسده نیست. ادعای اینکه مصلحت نهفته در پشت حکم شرعی خاصی را میتوان در یافت مستلزم یک ادعای دیگر است: و آن اینکه وی از نظر علمی بر تمامی حوائج و نیازهای انسان و سایر مصالح و مفاسد موجود در نظام هستی آگاه است. این ادعا مسلما بی دلیل و خود گواه جهل مدعی است. یک انسان آگاه هیچ گاه چنین ادعایی را مطرح نخواهد ساخت.
کسی میتواند چنین ادعایی را مطرح کند که وسعت آگاهی اش به پهنای تمامی هستی است. و چنین کسی جز خداوند نمیتواند باشد.
نتیجه این سخن این است که مصالح و مفاسد واقعی احکام را جز خداوند کس دیگری نمیداند.
حال انسانها با عقل ناقص خود برای برخی از احکام مصلحتی نمیبینند. اما این به این معنا نیست که در آن حکم مصلحتی نیست یا اینکه دارای مفسده است. مصالح و مفاسد واقعی را فقط خداوند میداند و بس.
گرچه انسان به درک مصالح و مفاسد واقعی دست نمییابد اما مصالح بسیاری از احکام با یک توضیحی برای اذهان سالم قابل درک است که البته نمیتوان ادعا کرد که آنچه که انسان درک میکند تمام مصالح است اما دخیل بودن مصالحی که انسان درک میکند به صورت موجبه جزئیه غیر قابل انکار است.
ما در این جا از احکامی که مصالح نهفته در آن احکام برای انسان قابل درک نیست یا در ظاهر دارای مفسده به نظر میرسد به احکام فقهی متشابه یاد میکنیم. احکامی که درک مصالح و مفاسد آنها به این سختی نیست و از وضوح بیشتری برخوردار هستند احکام فقهی محکم هستند.
البته در بحث محکم و متشابه در علوم قرآنی آیات محکم مرجع تفسیر آیات متشابه دانسته میشوند، اما احکام فقهی محکم مرجع فهم احکام متشابه نیست. مرجع فهم احکام متشابه اصول عقاید است.
در اصول عقاید دینی به اثبات رسیده است که خداوند آگاه مطلق، قادر مطلق، بی نیاز مطلق، عادل و حکیم است. اثبات این صفات برای خداوند مبین و توجیه کننده احکام متشابه است به این صورت که اگر با ادله فقهی صدور حکمی از سوی شارع به اثبات رسید معلوم میشود که مسلما مصلحتی در حکم نهفته است که ما از آن بی خبریم و خداوند عالم قادر بی نیاز عادل حکیم مسلما هدفی از این کار داشته که ما نمیدانیم و البته دانستن یا ندانستن ما تأثیری در اصل قضیه ایجاد نمیکند.
با بیان فوق میتوانیم این نتیجه را میگیریم که کسانی که به ایجاد شبهه در زمینه احکام متشابه میپردازند کسانی جز مشتی بیمار دل (الذین فی قلوبهم زیغ) نیستند.
| نظر ها |
|










