به بهانه اعتراضات علیه تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع در افغانستان
مسأله تصویب قانون احوال شخصیه اهل تشیع در افغانستان موجب سر و صدای زیادی شده است. برخی خواسته و برخی نا خواسته به جمع معترضین علیه این قانون پیوسته اند.
ما در این نوشتار در صدد اعتراض به تصویب این قانون یا دفاع از آن نیستیم، آنچه در این جا در صدد بیان آن هستیم ارزیابی یکی از مطالبی است که موجب اعتراضات گردیده است، و آن عبارت است از حق تمکین که به موجب آن هر گاه مردی از همسرش تقاضای جنسی داشته باشد وی نباید از تمکین سر باز زند.
معترضان مدعی اند که این قانون موجب تبعیض علیه زنان است. اکنون باید بررسی کرد که آیا این قانون موجب تبعیض هست یانه؟
در دین اسلام در محیط خانواده یک سری وظایف به دوش مردان گذاشته شده و یک سری وظایف به دوش بانوان. وظیفه مرد این است که تمامی امکانات رفاهی همسرش را در حد متعارف براورده کند. فقر و تهی دستی نمیتواند دلیل شود که شوهر از دادن خرجی همسرش خود داری کند؛ حتی اگر شوهر تهی دست و زن توانگر باشد باز هم مرد حق ندارد که تهی دستی خود و توانگری زن را بهانه قرار داده و از دادن نفقه همسر خود داری کند. اما وظیفه زن در محیط خانه این است که در صورت نبود عذر شرعی و عقلی به تقاضای جنسی همسرش پاسخ مثبت دهد. مراد از عذر شرعی همان دوران عادت ماهیانه (پیریود) است که در هر ماه از سه تا ده روز طول میکشد. و مراد از عذر عقلی هر چیزی است که در اثر آن فعالیت جنسی برای زن مشقت آور باشد، حال ممکن است علت آن بیماری باشد یا هر چیز دیگری.
این تنها وظیفه زن در قبال شوهرش است. خارج از این امر هیچ مردی حق ندارد که همسرش را به کار دیگری وادار کند؛ در دین اسلام مرد حق ندارد که از همسرش بخواهد که در خانه یا در هر محیط دیگری کار کند. حتی اگر زن از شیردادن فرزندش خود داری کند شوهر موظف است که فرد دیگری را برای این کار اجیر کند و حق ندارد که همسرش را بر خلاف میلش وادار به این کار کند.
طبق آنچه که گفته شد وظیفه مردان تأمین مخارج زندگی زن و وظیفه زن فقط و فقط تأمین نیاز جنسی مرد آن هم در صورت نبود عذر است. حال سؤال این است که آیا این امر موجب تبعیض علیه بانوان خواهد بود؟
نیاز جنسی نیازی مشترک و تقاضای جنسی یک تقاضای طرفینی است. این طور نیست که مرد تقاضای جنسی از همسرش داشته باشد اما او بدون هیچ میلی در این خصوص از روی اجبار به تقاضای جنسی شوهرش پاسخ دهد. بلکه به همان اندازه که مرد از فعالیت جنسی لذت میبرد، زن به همان اندازه و بلکه بسیار بیشتر از آن از این عمل لذت میبرد.
متخصصان امور جنسی بالإتفاق بیان داشته اند که بانوان در فعالیت جنسی نسبت به مردان بیشتر لذت میبرند. وجود نقاط تحریک پذیر بیشتر در بانوان، و همین طور تأخیر در ارگاسم و توانایی اجابت جنسی حتی پس از ارگاسم، اموری است که احساس لذت جنسی را در بانوان وصف ناپذیر میسازد. تحقیقات نشان میدهد که اغلب بانوان در هنگام ارگاسم بخاطر احساس لذت وصف ناپذیر و غیر قابل تحمل، از هوش میروند.
از سوی دیگر خروج منی در مردان باعث دفع ویتامینهای مورد نیاز بدن شده و موجب ضعف بینایی چشم و سایر مشکلات جسمی میشود. این برخلاف زنان است که فعالیت جنسی نه تنها برای آنها زیان بار نیست بلکه متخصصان اذعان میدارند که تخلیه منی مردان در رحم بانوان فوائد بسیار جسمی برای آنان دارد. بانویی که منی مردی در رحمش تخلیه نشود به مرور زمان به ضعف جسمی دچار میشود. امروزه متخصصان، عزل یا تخلیه منی در خارج از رحم بانوان و همین طور استفاده از کاندوم لاتکس را بدترین راه جلوگیری از حاملگی میدانند علت آن هم این است که در اثر این کار بانوان از فوائد جسمیای که منی مردان برای آنها دارد محروم میشوند.
اهمیت این مطلب به حدی است که امروزه از منی مردان کرم ساخته اند که برای ترمیم ضایعات پوستی بدن مورد بهره برداری قرار میگیرد.
بر اساس آنچه که گفته شد مرد وظیفه دارد مثل یک برده کار کند تا نیاز مادی زن را براورده سازد و در عوض زن موظف است که به تقاضای جنسی شوهرش پاسخ دهد در حالیکه کسی که بیشترین سود را از فعالیت جنسی میبرد خود این زن است نه مرد.
حال اگر آنچه گفته شد تبعیض باشد باید تبعیض علیه مردان باشد نه زنان.
مناسب است که یک بار دیگر این مطلب را به صورت بر عکس از نظر بگذرانیم:
فرض کنید که در جامعهای قانونی وضع شود که به موجب آن بانوان موظف باشند که تمام امکانات رفاهی شوهر شان را فراهم کنند، اما شوهر موظف به انجام هیچ کاری نباشد فقط هر وقت که زن تقاضای جنسی داشته باشد، شوهر موظف باشد که این تقاضا را براورده کند. حال اگر چنین قانونی وضع میشد تبعیض علیه مردان بود؟ ای خوش آن روز که چنین قانونی در جامعه وضع شود و چنین تبعیضی علیه مردان اعمال شود. آن وقت مطمئنا مردانی که از این تبعیض با خوشرویی استقبال میکنند کم نخواهند بود.
این بود سخنان کوتاه در خصوص مسأله تمکین که در قانون احوال شخصیه آمده است. قضاوت در این باره با خواننده محترم است. از نظرات شما استقبال میکنیم.
| نظر ها |
|










