مقدمه
در کشور افغانستان در طول دوران حکومت طالبان آنچه که به عنوان پوشش رسمی بانوان مورد پذیرش واقع شده بود، برقع بود که سراسر بدن یک زن را به صورت کامل و یک دست میپوشاند. این نوع پوشش قبل از دوران طالبان نیز در بسیاری از شهرهای افغانستان از جمله کابل رائج بود، اما با آمدن طالبان حالت الزامی به خود گرفت. گرچه برقع برای آن دسته از زنانی که زمینه پوشیدن آن را دارند، امری مطلوب و پسندیده است.
اما برای زنان شاغل که در محیط بیرون از خانه و ادارات فعالیت دارند، ضرورت ندارد، زیرا برقع عملًا آنها را از فعالیت و کار در بیرون از خانه باز میدارد و به معنای واقعی کلمه پرده نشین میسازد.
طبیعیترین سؤالی که ممکن است یک زن از خود بپرسد این است: آنچه که وی بنام حجاب اسلامی میپوشد، چه مقدارش به اسلام ارتباط دارد و چه میزانش ساخته و پرداخته آداب و رسوم ملتهاست؟ و اساساًْ آیا پوششی که از نظر اسلام مطلوب است کدام است؟ آیا میتوان برقع نپوشید ولی حدود و مقررات اسلامی را نیز زیر پا نگذاشت؟
اگر به این سؤالها پاسخ سنجیده داده نشود پیامدهای ناگواری خواهد داشت. زیرا که از یک سو دشمنان اسلام از چنین موقعیتی سوء استفاده نموده و دین اسلام را مخالف حقوق زن قلمداد میکنند و از سوی دیگر عدهای از بانوان از مشکلاتی که برقع یا پوششهای مشابه برای آنها ایجاد کرده خسته شده و به ناچار آنها را کنار میگذارند. اما ممکن است لباسی جای گزین آن کنند که چندان مناسب نباشد و چه بسا برهنگی را به جای آن انتخاب کنند.
ولی اگر توضیح داده شود که پوشش اسلامی دقیقاً چه معیار و مشخصاتی دارد؟ مسلماً یک بانوی مسلمان لباسی را انتخاب خواهد کرد که از یک سو منافی با اعتقادات دینیاو نباشد و از سوی دیگر مزاحم کار و فعالیتش نگردد. به یقین اگر محدوده پوشش اسلامی به وضوح بیان گردد و تفاوت پوشش اسلامی با آداب و رسوم محلی توضیح داده شود، دیگر هیچ بانوی با عزتی سراغ برهنگی نخواهد رفت، زیرا که پوشش اسلامی به هیچ وجه مزاحم کار و فعالیت زن نیست و اگر کسی مغرض نباشد از آن روی بر نخواهد تافت.
آداب و رسوم ملتها
دین مقدس اسلام به خاطر یک سری مصالح، به زن دستور داده است تا زیبائیهای بدنش را به نمایش نگذارد؛ به همین جهت برای پوشش زن یک سری حدود و ضوابط خاصی را در نظر گرفته است. اما از سوی دیگر هر ملت و هر قوم و نژاد و هر کشوری آداب و رسوم خاصی در نحوة لباس پوشیدن دارند. در میان برخی از عربها، ایرانیها، و بسیاری از مناطق افغانستان پوشیدن چادر رایج است، اما در برخی از مناطق از قبیل ترکیه، لبنان ، فلسطین و ... پوشیدن چادر به صورت گسترده رایج نیست. و گاهی حتی بانوان متدین نیز خود را ملزم به پوشیدن چادر نمیبینند. در این مناطق بانوانی که میخواهند به قوانین اسلام در باب پوشش عمل کنند با یک روسری یا یک مقنعه سر و گردن خود را می پوشانند و بر روی لباسهای خود از مانتوی بلند و احیاناً گشاد استفاده میکنند.
اکنون سؤال اینجاست که حجاب اسلامی که مورد تأکید شرع است با کدام یک از اشکال لباس پوشیدن که در بالا ذکر شد مطابقت دارد؟
نظر مراجع درباره پوشش زن
ساده ترین و آسان ترین راه برای تشخیص ضوابط پوشش زن در اسلام استفاده از رسالههای عملیه مراجع است که هم برای عموم مردم قابل استفاده است و هم برای تحصیل کردهها حجت است.
حال ببینیم که مراجع عظام تقلید چه ضوابطی برای پوشش زن مشخص کردهاند؟
بیانات مراجع در این باره تحت چهار شماره قابل تلخیص است:
1. پوشاندن بدن و موی زن واجب است.(1)
2. پوشاندن قرص صورت و دستها از مچ به پائین واجب نیست.(2)
3. پوشاندن بدن و مو با حدودی که ذکر شد فقط در دو جا واجب است:
الف) در حال نماز.
ب ) در جایی که آن بانو در معرض دید یک مرد نامحرم باشد.
بنا بر این اگر زنی در معرض دید مردانی که محرم او به حساب میآیند باشد یا در معرض دید بانوان دیگر قرار داشته باشد، رعایت حدود و ضوابط فوق بر او واجب نیست. (3)
4. زنان کهنسالی که از شدت پیری دیگر کسی به ازدواج با آنها تمایلی ندارند میتوانند موهای خود را نپوشانند.(4)
این نظر مراجع در باب پوشش است. اما در اینکه نوع لباسی که زن برای حفظ حجاب اسلامی میپوشد، چه نوع لباسی باید باشد؟ هیچ دستور خاصی در فتاوای مراجع نیامده است. بلکه هر نوع لباسی که بتوان با آن بدن و مو را پوشاند کفایت میکند. البته به شرطی که لباس مذکور به گونهای نباشد که باعث تحریک مردان اجنبی شده و مفسده در پی داشته باشد.
تا اینجا به دو نوع ملاک و معیار برای حجاب دست یافتیم: یکی پوشانده شدن آن قسمتهایی از بدن زن که نباید در معرض دید نامحرم قرار گیرد و دیگری تحریک آمیز نبودن لباس.
چه نوع لباسی تحریکآمیز است؟
اگر مشخص کنیم که چه نوع لباسی باعث تحریک اجنبی و در نتیجه منجر به مفسده میشود و چه لباسی چنین خصوصیتی را ندارد میتوانیم تشخیص دهیم که کدام نوع لباس از نظر اسلام ممنوع است و چه لباسی ممنوع نیست؟
آنچه در ابتدا به ذهن میرسد این است لباسی که حجم بدن زن را به صورت یکدست نشان نمیدهد بلکه از پشت این لباس برآمدگیهای بدن قابل تشخیص است، چنین لباسی تحریک آمیز به حساب میآید. و باید همراه اینگونه لباسها چادر نیز پوشیده شود تا هیچ عضوی از اعضای بدن قابل تشخیص نباشد بلکه تمام بدن به صورت یکدست نشان داده شود.
اما واقعیت این است، لباسهایی که حجم بدن بانوان را نشان میدهند، همگی به یک شکل نیستند بلکه برخی از لباسها به شکلی به بدن میچسپند که اعضای بدن را به صورت برجسته نشان میدهند. چنین لباسی قطعاً تحریک آمیز است و اساساً گاهی شرکتهای تولیدی برخی از لباسها را عمداً به شکلی میسازند که برای تزیین و برجسته کردن اندام مورد استفاده قرار گیرد. این نوع لباسها پوشیدن شان در درون خانه و نزد همسر کار مذمومی نیست ولی مسلماً در کوچه و بازار قابل استفاده نیست و منجر به ترویج فساد در جامعه میشود.
اما همه لباسها این خصوصیت را ندارند بلکه برخی از لباسها ممکن است حجم بدن را نشان دهند ولی برای آن برجستگی ایجاد نمیکنند مثل برخی از مانتوها یا برخی از پیراهنهای بلند؛ این گونه لباسها محرک نیست. پس دلیلی برای نادرست بودن آنها وجود ندارد. البته اینکه میگوئیم محرک نیست مراد این است که برای نوع مردم تحریک ایجاد نمیکند اما برخی از افراد مریض در همه جوامع وجود دارند که نگاه شان به زن، نگاه بیمارگونه است. چنین افرادی با اندک منظرهای تحریک میشوند، مسلماً مراد از محرک نبودن لباس بانوان محرک نبودن برای این گونه افراد نیست اینها افراد مریضند و باید درمان شوند نه اینکه بانوان مجبور باشند از ترس به گناه افتادن این گونه افراد خود را در پشت پرده پنهان کنند. اینان ممکن است به مردان نیز نگاه شهوت آلود کنند. حال میپرسیم آیا بر مردان نیز واجب است که چادر بپوشند تا افراد این چنینی نتوانند به آنها نگاه کنند؟ مسلماً پاسخ منفی است.
پس منظور از تحریک آمیز نبودن لباس، تحریک آمیز نبودن برای عامه مردم است هر چند که سزاوار است یک زن مسلمان پوششی را بر گزینند که حتی برای افراد وسواس و مریض نیز تحریک آمیز نباشد.
با در نظر داشت مطالب فوق اکنون این پرسش را مطرح میکنیم که اگر بانوئی با رعایت حجاب مورد نظر اسلام اما بدون چادر، در خیابان ظاهر شود آیا این کارش بر خلاف قانون اسلام است یا نه؟
اگر مو یا بدن خانمی بیشتر از قرص صورت و بالاتر از مچ دست، پیدا نباشد مراجع عظام خود این پوشش را فی نفسه دارای اشکال نمیدانند اما اگر این کار باعث تحریک دیگران شود و مفسده در پی داشته باشد ایراد دارد.(5)
حال با توجه به این مطلب میگوئیم: لباسی که یک زن میپوشد اگر از لباسهائی که حجم بدن را به طور تحریک آمیز نشان میدهد، نباشد و برای اغلب مردم تحریک ایجاد نکند در فتاوای مراجع عظام مطلبی که پوشیدن این نوع لباس را ممنوع سازد وجود ندارد و اگر از نوع لباسهائی باشد که پوشیدنش جامعه را به گناه آلوده میکند، مسلماً پوشیدنش جایز نیست. نتیجه اینکه آنچه از نظر اسلام مهم است مقدار پوشش است نه نوع آن. بنا بر این هر لباسی که بتواند برآمدگی های بدن زن را بپوشاند، پوشش مناسب اسلامی به شمار میرود و از نظر علمای دینی و مراجع هیچگونه اشکالی ندارد، زیرا که اسلام هیچ گونه تعصبی روی لباس خاصی ندارد.
فعالیت یا بیبند وباری
بدین ترتیب میبینیم که رعایت پوشش اسلامی مستلزم هیچ مشقتی برای بانوان نیست. پوشیدن روسری یا مقنعه یا مانتو یا لباسهای مشابه هیچ مشقتی ندارد و مزاحم هیچ فعالیتی نیست. بانوان صدر اسلام دوشادوش مردان کار میکردند. حتی با اینکه جهاد برای بانوان واجب نبود آنها به جبهه میرفتند و به مداوای مجروحین میپرداختند و گاهی حتی با دشمنان میجنگیدند و لباسشان هیچ مزاحمتی برای آنها ایجاد نمیکرد.
ناگفته پیداست که منظور از فعالیت، فعالیت سالم است نه اینکه در ظاهر کار باشد ولی در واقع ارضای هوا و هوس. . اگر یک بانو بخواهد وارد اجتماع شود تا به کار بپردازد و برای جامعه خدمت و برای تهیة هزینة زندگی به شوهرش کمک کند و خلاقیتها و استعدادهای خود را شکوفا سازد، مسلماً پوشش اسلامی مانع فعالیتش نیست ولی اگر بخواهد دست به اقداماتی بزند که چشم حریص ناظران بیمار دل را متوجه خود سازد و هزاران نوع فساد را در جامعه رائج سازد، بدیهی است که پوشش اسلامی مانع این جور کارها ست و اسلام نیز به هیچ زنی اجازه نمیدهد که به اینگونه اعمال دست زند.
چرا بانوان؟
اکنون ممکن است این سؤال مطرح شود که چه تفاوتی میان زنان و مردان وجود دارد که اسلام به زنان دستور داده که بدن و موی خود را بپوشانند ولی به مردان چنین دستوری نداده است؟
برای جواب این سؤال بد نیست که بخشی از فرمایشات استاد مطهری را نقل کنیم و جواب تفصیلی آن را به فرصت دیگری وا گذاریم. استاد مطهری(ره ) میفرماید:
«اگر می بینیم که وظیفه پوشش به زن اختصاص یافته از این جهت است که ملاک آن مخصوص زن است ... زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است. قهراً به زن باید بگویند که خود را در معرض نمایش قرار نده نه به مرد. لهذا با اینکه دستور پوشیدن برای مرد مقرر نشده است عملاً مردان پوشیده تر از زنان از منزل بیرون میروند زیرا تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است نه به خود نمایی و بر عکس تمایل زن بیشتر به خود نمایی است، نه به چشم چرانی. تمایل مرد به چشم چرانی بیشتر زن را تحریک به خود نمایی میکند و تمایل به چشم چرانی کمتر در زنان وجود دارد لهذا مردان کمتر تمایل به خود نمایی دارند و به همین جهت تبرج از مختــــــصات زنان است.»(7)
در پایان، امیدواریم که زنان مسلمان کشور ما با بهره گیری از تعالیم و آموزههای اسلامی، هم حجاب اسلامی را در حد مطلوبش رعایت نمایند و هم به فعالیتهای اجتماعی خود بپردازند تا انشاء الله جامعه سالم، فعال ، شکوهمند و مترقی داشته باشیم.
پی نوشت ها
1. این مسأله مورد اتفاق همه مراجع است. ر. ک: توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع؛ ج 2، ص 416
2. این مسأله نیز مورد اتفاق اکثر فقها است. ر. ک: همان.
3. همان.
4. الموسوی الخوئی، سید ابوالقاسم؛ مبانی عروه الوثقی، کتاب الصلوه؛ ج 1، ص 83.
5. امام خمینی (ره ) در جواب استفتاء؛ به نقل از: معصومی، سید مسعود؛ احکام روابط زن و مرد؛ ص 77
6. مطهری ، مرتضی ، مسأله حجاب؛ ص 128
| نظر ها |
|










